منحصر گردد تا « 1 » بدان سبب « 2 » فقاقيع « 3 » و جوشش بر روى زمين پديدار « 4 » آيد . « 5 »
باب پنجم
« 6 » - فرق چيست ميان سرخى « 7 » گل موجّه « 8 » و ميان سرخى گل مورّد .
جواب « 9 » - سرخى « 10 » از « 11 » دو گونه است بعضى از « 12 » آنست كه سرخى « 13 » برو غالبست چون سرخى بقم و سرخى « 14 » گلنار و بعضى « 15 » آنست كه زردى « 16 » برو غالبست « 17 » چون سرخى گل خطمى و سرخى « 18 » مس و چون « 19 » سرخى معصفر كه « 20 » ازو آب زرد « 21 » جدا كنند اما بحسب
هامش
( 1 ) - اين جزء از نسخهء ت ساقط است .
( 2 ) - اين جزء از نسخهء ت ساقط است .
( 3 ) - م : قواقع . ت و س : فواقع . تصحيح متن قياسى است . فقاقيع بمعنى حبابهاى آب و شراب و مانند آنست .
( 4 ) - ت و س : بديد .
( 5 ) - س افزوده است : چون جوشش خورش در بطون اهل النار يغلى فى بطونهم . . .
( 6 ) - م و ت : ه .
( 7 ) - م اين كلمه را ندارد .
( 8 ) - س : مورچه .
( 9 ) - چنين است در نسخهء س . م : ج : ت اين كلمه را ندارد .
( 10 ) - م اين كلمه را ندارد .
( 11 ) - م : از ه [ گل ؟ ] . س : از گل .
( 12 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 13 ) - در متن نسخهء ت : « زردى » و در حاشيهء آن نسخه : « سرخى » و ظاهرا همين صواب باشد . م و س : زردى .
( 14 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 15 ) - س : بعضى زردى .
( 16 ) - س : بعضى زردى .
( 17 ) - س : غالب نيست .
( 18 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 19 ) - چنين است در نسخهء ت . م : مس چون ، س : مس و ( بدون چون ) .
( 20 ) - ت : كه آب زرد از و . س : كه آب ازو .
( 21 ) - ت : كه آب زرد از و . س : كه آب ازو .