رطوبتى كه آنجاست و نيز رطوبت « 1 » هوا كه به دو « 2 » محيطست و از « 3 » لطافت آن را قابلست « 4 » و اندرون او « 5 » سرخست بسبب ناريتى « 6 » كه اندروست و بدين سبب بنفسجى رنگست « 7 » كه « 8 » از تركيب سرخ « 9 » و كبود لون بنفسجى « 10 » آيد و بشب از آن سرخ همىنمايد « 11 » كه لون شعاع روشنائى زردست و زرد و سرخ قريب نسبتترند از كبود و سرخ چون زردى روشنائى « 12 » بسرخى نيلوفر متصل همىگردد « 13 » و نيلوفر چون مشفّى « 14 » همىگردد « 15 » از « 16 » روشنائى رنگ كبودى كه « 17 » بر سطح نيلوفرست « 18 » اندر ميان مستغرق
هامش
( 1 ) - م : رطوبتى .
( 2 ) - س : بر او .
( 3 ) - ت : آن ( بجاى از ) .
( 4 ) - ت : لطافت او ان قابلست .
( 5 ) - ت اين كلمه را ندارد .
( 6 ) - س : بارديتى .
( 7 ) - س : بنفش است .
( 8 ) - م اين كلمه را ندارد .
( 9 ) - م : صرخ .
( 10 ) - س : بنفش .
( 11 ) - ت و س اين كلمه را ندارند .
( 12 ) - ت : روشنائى يابد .
( 13 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 14 ) - ت : مسفى . س : منتفى .
( 15 ) - س : ميگردد .
( 16 ) - ت اين كلمه را ندارد .
( 17 ) - ت : در ( بجاى بر ) .
( 18 ) - س : سطح اوست .