زيرين « 1 » نيست و بعضى را هست « 2 » .
جواب « 3 » - از بهر آنك « 4 » هر حيوانى كه او را قرن باشد « 5 » دندان پيش « 6 » زيرين نيست « 7 » و هر كرا « 8 » قرن نيست دندان پيش زيرين هست مگر استر « 9 » كه او اندر خلقت اندك دندانست چنانك بعضى از حيوان « 10 » كه ايشان را عضوى از اعضا نباشد اما هر حيوانى كه او را قرنست دندان پيش زيرين « 11 » نباشد « 12 » سبب « 13 » آنست كه طبيعت مادّهء دندان نگاه داشت تا اندر قرن « 14 » به كار برد چه اهم طبيعت را قرن بود « 15 » بمنزلت سلاح « 16 » از غايت
هامش
( 1 ) - ت : بيش زيرين . س : زيرين بپش .
( 2 ) - س : را زير و بالاست .
( 3 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت اين كلمه را ندارند .
( 4 ) - ت و س : از بهر آنكه . م : از براى آنك .
( 5 ) - ت : قرن هست . س : قرنيست .
( 6 ) - ت : دندان نيش زيرين . پس : پس دندان زيرين ندارد .
( 7 ) - ت : نيست مگر اشتر را كه او اندر خلقت اندك دندانست چنان كه بعضى از حيوان كه ايشان را .
( 8 ) - از اينجا تا « سبب آنست » اصلا از نسخهء س و تا « مگر استر » از نسخهء ت افتاده است .
( 9 ) - ت : مگر اشتر .
( 10 ) - دو كلمهء « از حيوان » در نسخهء م نيامده است .
( 11 ) - م : زيرين پيش .
( 12 ) - ت : ندارد .
( 13 ) - س : و سبب .
( 14 ) - س : شاخ .
( 15 ) - ت و س : بود كه .
( 16 ) - ت و س : سلاحست .