و اين معنى اگر چه [ عويص ] « 1 » « ممتنع » « 2 » بود ( به ) « 3 » نسبت بديدهء عقل و فهم . پس به حكم التماس « بر » « 4 » حسب فهم انسى و قوت عقل بشرى بيانى كرده آمد موجز [ و ] « 5 » بغايت مختصر ، و اين قدر ديدهء عقل را تمام است و ديدهء حسّ و « وهم » « 6 » را چه اين قدر و چه « چند مجلّد » « 7 » هيچ شفا ندهد ، « چه » « 8 » معلوم او « بمدرك » « 9 » ويست [ و السلام ] « 10 » . « بر » « 11 » طريق سؤال و جواب ايراد كرده شد تا « بتفهم » « 12 » نزديكتر باشد انشاء اللّه ( تعالى ) « 13 » و به التوفيق و التسديد و هو حسبنا و نعم الوكيل .
سؤال : چيست موجب وجود اوّل حق تعالى [ اللّه ] « 14 » و تقدس لا محالة ؟
جواب : بدان كه انسان را سه نوع ادراك است بحسب سه نوع مدرك كه كل موجودات ما عدا الاوّل الحق در آن سه نوع مدرك منحصر [ ست چنان كه هيچ موجود نيست در وجود بيرون ازين سه نوع مدرك . و اين
هامش
( 1 ) - در م ، س ، ل نيست - ك : عويص التتبع .
( 2 ) - در نسخه بدل متن : ممتنع . - در نسخ ديگر : منبع ؛ ظاهرا صواب همين است .
( 3 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 4 ) - نسخ ديگر : به .
( 5 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 6 ) - م ، ل : فهم . - ظاهرا كلمهء « و هم » درست است .
( 7 ) - س ، م ، ل : صد جلد .
( 8 ) - در نسخ ديگر : كه .
( 9 ) - س : بادراك .
( 10 ) - م ندارد .
( 11 ) - در نسخ ديگر : و بطريق .
( 12 ) - نسخ ديگر : بفهم .
( 13 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 14 ) - م ، س ، ل ، ك ندارد .