موجب هلاك دايم و خلود در عذاب و كدام يك موجب عذاب منقطع و گرفتارى پايانپذير است .
شيخ الرئيس براى تميز بدها و بدترها و اسباب خلود و عدم خلود در عذاب ، رهنمودى كلى داده است كه قطعا مستفاد از شرع است و كسىكه بخواهد وارد فهم جزئيّات شود ، چارهاى جز استفادهء از وحى و از خاندان وحى ندارد . او مىگويد :
بل إنّما يهلك الهلاك السّرمد ضرب من الجهل و الرّذيلة ؛
بلكه تنها بخشى از جهل و رذيلت ، موجب هلاك هميشگى مىشود .
آن جهلى كه موجب هلاك دايم مىشود ، جهل مركّب است كه در تضادّ با علم و يقين است ، نه جهل بسيط كه تضادّى با علم و يقين ندارد ؛ بلكه تقابل آن با علم و يقين ، تقابل عدم و ملكه است و چه بسيارند جاهلان قاصرى كه گمراه و سرگردانند و جرمى ندارند كه قابل مؤاخذه و مجازات باشند . اين ، به حسب وادى معرفت ؛ و اما در وادى عمل هم هر عمل بد و هر گناهى انسان را گرفتار خلود و عذاب نمىكند ؛ بلكه كيفر همواره متناسب با عمل است . تنها برخى از اعمال زشت ، از اسباب خلود در عذابند .
قرآن كريم مىفرمايد :
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها
؛ « 1 »
هركسى مؤمنى را عمدى بكشد ، كيفرش خلود در آتش جهنم است .
و صد البته كه در توبه هم باز است و توبه با شرايطى پذيرفته مىشود ؛ ولى اگر كسى بدون توبه بميرد ، به دليل جهل مركّب يا ارتكاب اعمالى كه موجب خلود دايم مىشود ، هرگز روى نجات و رستگارى نخواهد ديد .
شيخ الرئيس دربارهء رذايل و گناهانى كه موجب خلود در عذاب نيستند ، مىگويد :
و إنّما يعرض للعذاب المحدود ضرب من الرّذيلة و حدّ منه ؛
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 93 .