شرح و توضيح
در فصل پيش روشن شد كه همانگونه كه انسانها از نظر زيبايى و سلامت بدنى اكثريت دارند ، از نظر سلامت نفسانى و سعادت اخروى نيز اكثريت دارند و چنين نيست كه همه يا بيشتر مردم گرفتار خلود در عذاب باشند .
آنچه موجب خلود در عذاب است ، جهل مركّب يا بعضى از كارهاى زشت و ناپسندى است كه روان انسان را در ظلمت فرو مىبرد و آيينهء قلب او را براى هميشه زنگارگون و سياه مىسازد .
اكنون با توجه به مطلب بالا جاى توهّمات و اشكالاتى است كه آنها را مطرح مىكنيم و پاسخ آنها را بر مذاقّ شيخ الرئيس و با توجه به گفتههاى خود او ذكر مىكنيم :
1 . سعادت و يقين
ميان سعادت اخروى و يقين ، رابطهاى تنگاتنگ وجود دارد . هركس يقين به مبدأ و معاد و معارف الهى دارد ، اهل سعادت است . هرچند يقين هم داراى مراتبى است و سعادت نيز بر حسب مراتب يقين ، مراتب دانى و متوسط و عالى پيدا مىكند . مرتبهء علم اليقين ، مرتبهء نازل و مرتبهء عين اليقين ، مرتبهء متوسط و مرتبهء حقّ اليقين ، مرتبهء عالى است . فرق است ميان آنكه حقيقت را مىداند و آنكه حقيقت را مىبيند و آنكه در حقيقت ، فانى و مضمحل شده است .
سعادت در حوزهء يقين ، تحقّق پيدا مىكند و در ماوراى حوزهء يقين ، سعادتى محقّق نيست .
از آنجا كه اهل يقين بسيار كمند ، ديگر مردم يا گرفتار جهل مركّب يا گرفتار جهل بسيطند . بنابراين ، اكثريت قاطع مردم ، گرفتار عذاب دايمىاند و اين ، به معناى غلبهء شر بر خير است .