الاطلاق بىبهرهاش نمىگذاشت . « ليس فى الإمكان أبدع ممّا كان » از اين ، بديعتر و زيباتر ممكن نبود ، و گرنه آفريده مىشد . در حقيقت ، قصور از قابل است ، نه از فاعل .
ما نبايد قصورهاى قابلى را به حساب قصورهاى فاعلى بگذاريم .
با اين توضيحات ، پاسخ اشكالى كه از سوى محاكم مطرح شده ، روشن مىشود .
اشكال اين است كه درست است كه جهل مركّب بر اندكى از انسانها غلبه دارد ؛ ولى جهل بسيط ، عمومى و فراگير است . بنابراين ، بر انسانها شر غلبه دارد . تنها تعداد كمى به لحاظ عقل و اخلاق سليم النفسند و بس . « 1 »
پاسخ اين است كه جهل بسيط ، امر عدمى است و همانطورىكه شيخ الرئيس اشاره كرد ، چنين جهلى در آخرت موجب عذاب نمىشود ، بلكه مانع رسيدن به مقامات عاليه است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الاشارات و التنبيهات ، ج 3 ، ص 324 .