دسته از لحاظ عقل عملى نقصانى نداشته باشند ، ولى عقل نظرى آنها نقصان دارد و به بسيارى از معقولها ، جاهلند . البته جهل آنها جهل بسيط « 1 » است و در معاد به آنها ضرر نمىزند .
اينان به لحاظ علمى ناقصند و عالم ربّانى نيستند ؛ ولى « همج رعاع » « 2 » هم نيستند و دنبال هر صدايى به راه نمىافتند و همچون پشهها به هر سو باد بوزد ، به حركت در نمىآيند ؛ بلكه متعلّمان و دانشآموزانى بر سبيل نجاتند كه ره توشهء عقل نظرى و سرمايهء علمى آنها به حدّى نيست كه در عالم آخرت ، صدرنشين محفل نور و از ساكنان كاخهاى سرور و از مقرّبان بارگاه قدس و وارثان جنّات نعيمند . اينان به تعبير قرآن از « أصحاب اليمين » « 3 » اند و از سلامت نفس و حظّ اخروى بهره مىبرند .
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
« 4 » .
دستهء سوم آنانند كه به لحاظ عقلى و اخلاقى بيمارند و چنان در جهل مركّب و رذايل اخلاقى غوطهورند كه هيچگونه اميدى به نجات و رستگارى اخروى آنها نيست . اينان خود را از فيض رحمت الهى محروم كرده و در معرض عذاب هولناك آخرتند .
از اين سه گروه ، گروه اوّل و سوم در اقليت و گروه دوم در اكثريت است و اگر گروه اوّل و دوم را به يكديگر بيفزاييم ، به يك اكثريت قاطعى مىرسيم كه گروه سوم در برابر آنها هيچ و پوچند . بنابراين ، اكثريت قاطع انسانها يا از اوّل ، اهل نجاتند يا اينكه در مراحل بعد ، دير يا زود ، به نجات و رستگارى نايل مىشوند . تنها افراد بسيار كمى
هامش
( 1 ) . جهل بسيط ، امر عدمى و به معناى عدم علم است . بر خلاف جهل مركّب كه امر وجودى و ضدّ علم و يقين است .
( 2 ) . نهج البلاغه ، حكمت 147 .
( 3 ) . حديد ( 57 ) آيهء 21 .
( 4 ) . حديد ( 57 ) آيهء 21 .