كه از دست لب و دندان ايشان * به دندان دست و لب بايد گزيدن
به آهو مىكنى غوغا كه بگريز * به تازى مىزنى هى بر دويدن
صدر اين قصيده چنين است :
الهى طول و عرض عالمى را * توانى در دل مورى كشيدن
استاد مطهرى پس از نقل اشعار بالا مىگويد :
ناصر خسرو . . . عقايد مذهبى نيرومندى دارد . . . در عين حال در ديوان او . . . اشعارى . . .
وجود دارد كه يا بايد آنرا نوعى هزل و شوخى دانست و يا دلّال عارف . « 1 »
شيخ الرئيس دربارهء خير فراوان و شر اندك مطلق حيوانات - چه انسان و چه غير انسان - مىگويد :
و كذلك الأجسام الحيوانيّة لا يمكن أن تكون لها فضيلتها إلّا أن تكون بحيث يمكن أن تتأدّى أحوالها في حركاتها و سكوناتها و أحوال مثل النّار في تلك أيضا إلى اجتماعات و مصاكّات مؤذية ؛
و همينطور ، اجسام حيوانى و موجودى مثل آتش ممكن نيست به كمال خود برسند ، مگر اينكه در حركات و سكنات خود دستخوش اجتماعات و برخوردهايى موذى مىشوند .
اگر هيچگونه اجتماع و اصطكاكى ميان موجودات نباشد ، طبيعى است كه هيچ گونه اذيّت و آزارى پديد نمىآيد . اگر آتش با حيوانات برخوردى نداشته باشد و اگر حيوانات با يكديگر اصطكاكى نداشته باشند ، هيچگونه حادثهء تلخ و ناگوارى رخ نمىدهد . حوادث تلخ و ناگوار در برخوردها و اصطكاكات است . به خوبى روشن است كه همهء اين برخوردها در كلّ نظام و در جاى خود زيبا و نيكوست و به سبب شرّ اندك اينها نمىتوان از خير فراوانشان چشمپوشى كرد .
هامش
( 1 ) . عدل الهى ، ص 79 - 80 .