فرصتى به ارباب اغراض و دسايس در مورد اشاعه اكاذيب داده نشود كه بگويند : جمالالدين مورد بازجوئى قرار گرفته و نسبت به او چنين و چنان شده است ؟ ! . من هرچه بيشتر فكر مىكنم كه چگونه اين مطلب به صورت نادرستى گزارش شده است ، هرگز نمىتوانم اين اقدام نارواى تحقيرآميز را به كاردانى آن مهبط الهامات الهيه و عقل روشن خليفه رسول خدا ، نسبت دهم . اما من دربرابر دسيسهسازان و تهمتتراشان كه بر هر قلب و مغزى راه يافتهاند ، چه مىتوانم انجام دهم ؟ خداوند به من صبر و شكيبائى مرحمت كند ، لاحول ولاقوة . . . من كمترين ترديدى ندارم كه اين يزيدهاى غدار و اين شمرهاى جبار مانند اشقياء كوفه و شام تا آخرين لحظه به بافتن صدها نيرنگ و دسيسه خويش ، برضد من ادامه خواهند داد . البته به يارى خدا براى من بسيار آسان است كه هرگونه نيرنگ اين توطئهگران دسيسهساز را مانند زنجير محكوميت و طوق ملعنت برگردن آنها بياويزيم . چون خداوند توانا دل مرا از آرزوهاى جاه و مقام خالى ساخته و از عشق به زرق و برق دنيا آزاد نموده است . و از طرفى ، چون خداوند قادر مرا با اين اوصاف ، فقط براى خدمت به جهان اسلام خلق كرده ، آشكارا بر من حرام است كه وقت خود را با اين گونه توهمات و هذيانهاى افراد فرومايه ، هدر دهم و تلف سازم . در نزد هر صاحب عقل سليمى مسلم و قطعى است كه از نظر دينى و حكمت ملوكانه ، مقام خلافت اجازه نمىدهد كه من وقت و انرژى حياتى خود را براى رد افتراهاى اين و آن هدر دهم و درنتيجه رفتن مرا مناسبتر خواهند دانست و تأييد دلنواز و لطفآميز خود را براى رفتن من تسريع خواهند كرد . چون هرگز مقدور نيست درميان مردمى زندگى كرد كه از خدا نمىترسند و از حق شرم ندارند و در پستى و رذالت فرو رفتهاند و از جعل و دروغ و تحريكات ، بخاطر بىثمرساختن خدمات و كارهاى فداكارانهء كسانى كه واقعاً و بدون خودخواهى ، خود را وقف مقام خلافت كردهاند ، خوددارى نمىكنند .
نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص١٥٠