تاريكى است به آن داخل نشويد ، درياى ژرفى است واردش نگرديد ، سرّ خداست خود را در دانستن آن به تكلف نياندازيد ، گويا منظور آن است كه اعمال خود را به كنيد و روى قضا و قدر نايستيد و حساب نكنيد .
سخن گفتن از « قدر » و كيفيت صدور اعمال بندگان روى قضا و قدر مسئلهء غامضى است كه احتمال گمراه شدن در آن بيشتر است لذا امام صلوات اللّه عليه از آن بر حذر داشته است .
دربارهء قرآن مجيد فرموده : « و انّ القرآن ظاهره انيق و باطنه عميق لا تفتى عجائبه و لا تنقضى غرائبه » خ 18 61 ، ظاهر قرآن زيباست و باطنش عميق ، عجائبش فانى شدنى و غرائبش تمام شدنى نيست « فجاج عميقة » خ 192 يعنى راههاى دور « عمائق الفتن » خ 165 يعنى فتنههاى مفصّل « عميقات غيوب ملكوته » خ 91 125 يعنى ژرفهاى غيوب حكومت و تسلط خدا
.
عمل
: كار اعمّ از آن كه خوب باشد يا بد . خوب يا بد بودن به وسيلهء قرينه معلوم مىشود مثل : « قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ » سوره قصص : 15 .
راغب گويد : عمل هر فعلى است كه از حيوان از روى قصد واقع شود آن از « فعل » اخصّ است
زيرا فعل گاهى به فعل جمادات گفته مىشود
در اقرب الموارد آمده : عمل در كارى گفته مىشود كه از روى عقل و فكر باشد
. اين لفظ با مشتقات آن به طور مفصّل در « نهج » آمده است « استعمال » : خواستن عمل ، و عامل قرار دادن ، آن حضرت فرمايد : « فاعملوا و العمل يرفع و التوبة تنفع و الدعاء يسمع . . . و بادروا بالاعمال عمرا ناكسا او مرضا حابسا او موتها خالسا » خ 230 351 ، عمل كنيد ، عمل به سوى خدا بلند مىشود ، توبه فائده مىدهد ، دعا مسموع خدا قرار مى گيرد . پيشى گيريد با اعمال خوب ، عمر عوض كننده را و مرض مانع شونده و مرگ غافلگير را
. « عامل » كارگزار ، عمّال جمع آن است .
عملق
: در اقرب الموارد آمده : عمالقه و عماليق قومى بودند از اولاد عمليق يا عملاق از اهل فلسطين كه در بلاد پراكنده شدند
، اين لفظ دوبار در « نهج »