تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
بينى ميش به كار رود ولى در اينجا بقرينهء « عنز » آب بينى بز است در خطبهء شقشقيهّ فرموده : « و لالفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة عنز » خ 3 50 و دانسته‌ايد كه اين دنياى شما در نظر من از آب بينى بزى بى ارزشتر است ، اين كلمه فقط يك دفعه در « نهج » آمده است .
عفة : و عفاف : ترك شهوات و پارسائى : « عفّ الرجل عفافا و عفّة : كفّ عما لا يحلّ و لا يجمل قولا او فعلا و امتنع » و نيز در لغت آمده : « العفّة : ترك الشهوات » به عثمان بن حنيف فرماندار بصره مى نويسد : « الا و انّكم لا تقدرون على ذلك و لكن اعينونى بورع و اجتهاد و عفّة و سداد » نامهء 45 417 ، بدانيد شما قادر به زهد من نيستيد ولى مرا در ادارهء امور يارى كنيد با پرهيزكارى و تلاش و ترك شهوات و راستى . و نيز فرموده : « قدر الرجل على قدر همتّه . . . و علتّه على قدر غيرته » حكمت 47 و نيز فرموده : « و العفاف زينة الفقر » حكمت 340 و باز فرموده : « ما المجاهد الشهيد فى سبيل اللّه باعظم اجرا ممّن قدر فعفّ لكاد العفيف ان يكون ملكا من الملائكة » حكمت 474 ، امام صلوات اللّه عليه در اينجا اجر آدم پرهيزكار را كه قدرت به شهوات است ولى دنبال آن نمى رود از شهيد بالاتر يا مساوى مىداند .
عفان : نعفان بن ابى العاص پدر عثمان است و آن فقط يك بار در « نهج » آمده : آنگاه كه طلحه به بهانهء خون عثمان بر آن حضرت شوريد در محكوم كردن وى فرمود : « لئن كان ابن عفّان ظالما كما كان يزعم لقد كان ينبغى له ان يوازر قاتليه . . . و لئن كان مظلوما لقد كان ينبغى له ان يكون من المنهنهين عنه » خ 174 249 ، اگر پسر عفّان ( عثمان ) ظالم بود مى بايست طلحه به قاتلان او كمك كند كه نكرد و اگر مظلوم بود مى بايست از بازدارندگان از قتل او شود كه نشد .

عفو

: هم به معنى گذشت ، بخشودن و ناديده گرفتن آمده و هم به معنى محو شدن و از بين رفتن كه هر دو نزديك به هم هستند و هر دو در « نهج » ديده مىشود ، مثلا دربارهء مرگ فرموده : « فكانّ قد اتاكم بغتة فاسكت نجّيكم و فرّق ندّيكم و عفّى آثاركم » خ 230 352 ، گويا كه مرگ به يكى از شما ناگهان رسيده ، گفتگوى