دربارهء اهل بيت عليهم السلام فرموده : « فانزلوهم باحسن منازل القرآن وردوهم ورود الهيم العطاش » خ 87 120 « عطاش » جمع عطشان و عطشى در مؤنث است يعنى نازل كنيد آنها را در بهترين منازل قرآن ( آنها را مانند قرآن بدانيد در بيان احكام و هدايت ) و وارد بشويد بر آنها ( و به سوى آنها بيائيد ) مانند آمدن شتران عطشان به آب .
« معطش » زمينى كه آب ندارد و وقت يا محل عطش ، جمع آن معاطش است ، امام عليه السلام از يك نفر در محلى براى خودش بيعت خواست او گفت : من نمايندهء قومى هستم تا پيش آنها برنگردم كارى نمى كنم ، فرمود : اگر قوم تو ، تو را از پيش فرستادند تا براى آنها محلّى باران دار پيدا كنى و تو برگشتى و به آنها خبر دادى ولى آنها قبول نكرده و به محلهاى عطش و بى آب و علف رفتند ، تو چكار مى كنى گفت : آنها را رها كرده به طرف آب و علف مى روم ، فرمود : پس دستت را براى بيعت باز كن و او بيعت كرد اسم او كليب جرمى بود عبارت امام عليه السلام چنين است : « و اخبرتهم عن الماء و الكلاء فخالفوا الى المعاطش و المجادب ما كنت صانعا » خ 170 245
عطف
: ( بر وزن عقل ) و عطوف : ميل كردن
« عطف اليه » يعنى به او ميل كرد
« عطف عليه » به او رجوع كرد
« عطف عنه » از او منصرف شد و برگشت
، مواردى از آن در « نهج » آمده است .
ظاهرا دربارهء امام زمان صلوات اللّه عليه فرموده : « يعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهدى على الهواء و يعطف الرأى على القرآن اذا عطفوا القرآن على الرأى » خ 138 195 « عطف » در اينجا متعدى است ، يعنى برمى گرداند هواى نفس را به هدايت آنگاه كه گردانده باشند هدايت را بر هواى نفس و برمى گرداند رأى را به قرآن آنگاه كه گردانده باشند قرآن را بر رأى خود .
محمد عبده گويد : اين سخن خبر دادن است از آمدن مردى كه مردم را به تبعيّت از قرآن ميخواند . ابن ابى الحديد گويد : اين اشاره است به امامى كه خدا در آخر الزمان خلق مىكند و او همان مهدى موعود ( عليه السلام ) است كه در اخبار و