ماده مواردى در « نهج » آمده است ، دربارهء تكليف و وظائف فرموده است : « فاتقوا اللّه عباد اللّه . . . و قوموا بما عصبه لكم » خ 24 66 « عصبه لكم » يعنى بر شما بسته و الزام كرده است ، از وجوب به بسته شدن تعبير آورده است .
دربارهء خون عثمان به معاويه مى نويسد : « فطلبتنى بما لم تجن يدى و لا لسانى و عصبته انت و اهل الشام بى » نامهء 55 446 ، مطالبه كردى از من آنچه را كه نه دستم جنايت كرده و نه زبانم و بستى خون عثمان را به من تو و اهل شام
. عصبه ( بر وزن عقبه ) يعنى قرابت است از طرف پدر كه به انسان بسته شده و از او حمايت ميكنند « عصبيّة » به معنى دفاع و حمايت از آن است ولى در اصطلاح تعصّب و عصبيتّه : عدم قبول حق است در وقت ظهور دليل بنابر ميل به يك طرف ، در لغت آمده :
« التعصّب : عدم قبول الحق عند ظهور الدليل بناء على ميل الى جانب »
و آن در انسان بسيار خطرناك است كه در خطبهء قاصعه بارها فرموده است .
دربارهء تكبّر فرموده : « فانّكم تتعصّبون لامر ما يعرف له سبب و لا علّة ، امّا ابليس فتعصّب على آدم لاصله . . . فان كان لا بدّ من العصبية فليكن تعصّبكم لمكارم الخصال و محامد الافعال » خ 192 295 ، شما تعصّب مى كنيد براى كارى كه نه سببى بر آن شناخته شده است و نه علّتى ، امّا ابليس بر آدم تعصّب كرد و سجده ننمود براى اصل و ماده خلقتش ، و اگر لا بدّ بايد تعصّب داشته باشيد پس در اخلاق پسنديده و كارهاى خوب داشته باشيد .
و در همين خطبه دربارهء شيطان فرموده : « فعدوّ اللّه امام المتعصّبين و سلف المتكبرين الذى وضع اساس العصبيّة و نازع اللّه رداء الجبرّية » خ 192 286 ، دشمن خدا پيشواى متعصبين و گذشتهء مستكبرين است كه سنگ عصبيت را بنا نهاد و با خدا در جبروتش به نزاع برخاست . « عصب اليمن » در خ 165 237 كه دربارهء خلقت طاووس فرموده . نوعى « برد يمانى » منقوش است .
در غريب 4 518 فرموده : « اذا بلغ النساء نصّ الحقاق فالعصبة اولى » معنى آن در « حقق » گذشت كه منظور دخالت اقوام پدرى در ازدواج زن است .
عصر
: فشردن .
« عصب العنب استخرج مائه »
و نيز وقت عصر را گويند ، به