تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
اين كلمه فقط يك بار در « نهج » آمده است كه در توصيف طاووس فرموده : « و كانهّ متلفّع بمعجر اسحم » 165 238 گوئى كه او با معجر سياه پيچيده شده است .

عجز

: ( مثل عقل ) ناتوانى « عجز عنه . ضعف » اعجاز : عاجز كردن ، ايضا به معنى آخر شى ء آيد ، مثل دم حيوان ، ريشه درخت و مثل آن . اين لفظ به طور فراوان در « نهج » آمده است « اعجز الناس من عجز عن اكتساب الاخوان و اعجز منه من ضيّع من ظفر به » حكمت 120 . در حكمت 22 فرموده : « لنا حق فان اعطيناه و الّا ركبنا اعجاز الابل و ان طال السّرى » سرى بر وزن دعا سير شبانه است ، « اعجاز الابل » قسمت پائين تر پشت شتر و بالاى دم آن است ، يعنى : ما را حقى است اگر آن حق به ما داده شود هيچ و گرنه صبر مى كنيم هر چند كه سير و راه رفتن ( زمان ) طول كشد . مؤلف گويد : در تفسير اين كلام وجه اوّل ابو عبيد هروى را مى پسندم كه گويد : سوار شدن بر مؤخّر شتر مشقت است يعنى اگر حق ما را منع كردند بر مشقت و ممنوع بودن صبر مى كنيم هر چند طولانى باشد ، محمد عبده احتمال داده كه منظور تحمل مشقت در طلب حق باشد .

عجل

: عجل و عجله : شتاب . استعجال : خواستن با عجله . تعجيل : شتاب كردن ، از اين كلمه بطور وافر در « نهج » آمده است در حكمت 253 فرموده : چون خواستيد ظالمى را قسم بدهيد به او بگوئيد كه به برائت از حول و قوهء خدا قسم بخورد در عقوبت عجله نمى شود زيرا كه خدا را به وحدانيّت ياد كرده است « احلفوا الظالم . . . بانهّ برى من حول الله و قوتّه فانهّ اذا حلف بها كاذبا عوجل العقوبة و اذا حلف بالله الذى لا إله الا هو لم يعاجل لانهّ وحدّ الله تعالى » . در حالات امام صادق عليه السلام هست كه يك نفر سعايت كننده را در حضور منصور عباسى آن طور قسم داد و در دم به هلاكت رسيد ( ارشاد مفيد ص 255 ) دنيا را عاجل و عاجله گويند كه با شتاب تمام مىشود . عجال : جمع عجول و آن ناقه‌اى است بچهّ‌اش را از دست داده است « فو الله لو حننتم حنين الولّه العجال . . . لكان قليلا فيما ارجو لكم من ثوابه » خ 52 89 « ولهّ » جمع والهه و آن ناقه‌اى است كه بچه‌اش را از دست داده به خدا اگر ناله كنيد مانند ناقه‌هاى بچه از دست داده . . .

عجلان

: نعمان بن عجلان همان است كه از طرف امام عليه السلام فرماندار