دربارهء اهل بيت عليهم السلام فرموده : « و كيف تعمهون و بينكم عترة نبيّكم و هم ازّمة الحقّ و اعلام الدين » ح 87 120 چطور سرگردان مىشويد ، حال آنكه اهل بيت پيامبرتان در ميان شماست ، آنها زمامهاى حق و اركان دين هستند . دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « عترته خير العتر و اسرته خير الاسر و شجرته خير الشجر » خ 94 رجوع شود به « اسر » عتر مثل عنب جمع عترت است
.
عتق
: آزاد كردن ، نه مورد از آن به معانى مختلف در نهج آمده است اوّل آزاد كردن ، دربارهء دنيا فرموده : « و الناس فيها رجلان : رجل باع فيها نفسه فاوبقها و رجل ابتاع نفسه فاعتقها » حكمت 133 ، مردان در دنيا دو مردند : مرديكه خويش را در دنيا فروخت و به هلاكت انداخت و مرديكه نفسش را خريد و آزاد كرد
. دربارهء نماز فرموده : « و اذهابا للخيلاء عنهم و لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا » خ 192 294 ، عتاق جمع عتيق است به معنى بزرگوار و محترم ، نماز براى از بين بردن تكبّر از انسانهاست و در آن است از به خاك ماليدن چهرههاى محترم براى تواضع .
در رابطه با آمدن مغول فرموده : « يعتقبون الخيل العتاق » خ 128 186 ، اسبان عتيق و اصيل را يدك مى كشند .
عاتق : گردن انسان ، عواتق جمع آن است « سيوفكم على عواتقكم » خ 127 184 آن را دربارهء خوارج فرموده است .
عتو
: ( مثل غلوّ ) تجاوز . نافرمانى . دو مورد از آن در « نهج » ديده مىشود در شكايت از زمان فرموده : « اصبحنا فى دهر عنود و زمن كنود ، يعدّ فيه المحسن مسيئا و يزاد الظالم فيه عتوُّا » خ 32 74 ، در روزگارى منحرف و در زمانى ناسپاس واقع شديم ، نيكوكار در آن بدكار حساب مىشود و ظالم تجاوز خويش را روز افزون مىكند
.
عثر
: عثر و عثار و عثور : لغزيدن و افتادن
« عثر الرجل عثارا : سقط »
و بطور مجاز به كسى گفته مىشود كه بدون خواستن به چيزى مطّلع مىشود ، هفت مورد از آن در « نهج » آمده است ، « من جرى فى عنان امله عثر باجله » حكمت 19 ، هر كس در لجام آرزويش حركت كند با مرگش مى افتد ( پيش از آنكه چيزى بدست آورد ) .
دربارهء بزرگواران فرموده : « اقيلوا ذوى المروءآت عثراتهم فما يعثر منهم عاثر الّا و يد الله بيده يرفعه » حكمت 20 ، لغزشهاى بزرگواران را برگردانيد ، هيچ لغزش