تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
( 1 ) امام باقر « ع » : سمرة بن جندب ، در باغ يكى از انصار درخت خرمايى داشت ، و خانهء آن انصارى بر در باغ بود . سمره براى سر زدن به درخت خود وارد باغ مىشد و از جلو خانهء صاحب باغ مىگذشت و از او اجازه نمىگرفت ؛ انصارى از سمره خواست كه هنگام آمدن اجازه بگيرد و او گوش نداد ؛ اين شد كه نزد پيامبر « ص » آمد و موضوع را گفت و شكايت كرد . پيامبر كسى را نزد سمره فرستاد تا او را از شكايت انصارى آگاه سازد و بگويد : « هر وقت مىخواهى وارد باغ شوى از صاحب باغ اجازه بگير » ، ليكن سمره امتناع كرد . پيامبر « ص » از او خواست تا به هر بهايى كه دلش مىخواهد نخل را بفروشد ، و او راضى نشد ، پس به وى فرمود : « به بهاى اين نخل ، درخت خرمايى براى تو در بهشت كاشته خواهد شد » باز هم نپذيرفت . آنگاه رسول خدا به مرد انصارى فرمود : « برو و درخت را از ريشه بكن و بينداز جلو او ، زيرا كه لا ضرر و لا ضرار ( در آيين مسلمانى ) نه زيان ديدن است و نه زيان رسانيدن » . 5 - الإمام الصّادق « ع » : قضى رسول الله « ص » بين أهل المدينة في مشارب النّخل ، أنّه لا يمنع نفع الشّيء . و قضى بين أهل البادية ، أنّه لا يمنع فضل ماء ليمنع به فضل كلا ؛ و قال : لا ضرر و لا ضرار . « 1 » امام صادق « ع » : رسول خدا « ص » ميان اهل مدينه در بارهء آبدادن نخلستانها چنين قضاوت كرد كه از استفاده از آب نبايد جلوگيرى شود . و ميان اهل باديه چنين حكم داد كه : از مصرف كردن زيادتى آب براى آبيارى كشت علوفه نبايد جلوگيرى شود و گفت : « لا ضرر و لا ضرار » .
هامش
« 1 » « كافى » 5 / 294 .