تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
ابن مزاحم كوفى ( كتاب الصفين ، ص 78 ) ، [ توصيه‌هاى امام ( ع ) به معقل در ( ثقفى : الغارات ، ج 1 351 ) . نيز آمده و با عبارت : يا معقل اتق اللّه . . . آغاز مىشود ] .

11 - نامهء سيزدهم : به دو تن از فرماندهان سپاه خويش .

« و قد امرت عليكما و على من فى حيزكها ، مالك بن الحارث الاشتر فاسمعا له و اطيعا ، و اجعلاه درعا و مجنا » ( 1 ) إلخ ( ج 3 ، ص 15 ) . ابن مزاحم كوفى ( كتاب الصفين ، ص 81 ) ، طبرى در ( تاريخ ، ج 5 ، ص 238 ) .

12 - نامهء چهاردهم : از وصاياى امام به سپاه خويش ، پيش از برخورد با دشمن در نبرد صفين .

« لا تقاتلوهم حتى يبدءوكم فانكم به حمد اللّه على حجة » ( 2 ) إلخ ( ج 3 ، ص 16 ) . ابن مزاحم كوفى ( كتاب الصفين ، ص 106 ) .

13 - نامهء هفدهم : نامهء امام در پاسخ نامهء معاويه .

« و اما طلبك الشام فانى لم أكن لاعطيك اليوم ما منعتك اسم » ( 3 ) إلخ ( ج 3 ، ص 18 ) . ابن مزاحم كوفى ( كتاب الصفين ، ص 79 و 252 ) ، ابن قتيبه ( الامامة و السياسة ، ص 115 ) ، دينورى ( الاخبار الطوال ، ص 199 ) ، مسعودى ( مروج الذهب ، ج 2 ، ص 48 ) و بيهقى ( المحاسن و المساوى ، ج 1 ، ص 38 ) .

14 - نامهء هيجدهم : نامهء امام به عبد الله بن عباس عامل امام در بصره . « و أعلم ان البصرة مهبط ابليس ، و مفرس الفتن ، فحادث اهلها بالاحسان اليهم ، و احلل عقدة الخوف عن قلوبهم » ( 4 ) إلخ ( ج 3 ، ص 20 ) .

هامش
( 1 ) اكنون مالك پسر حارث اشتر را بر شما و بر آنان كه زير فرمان شمايند ، فرمان اميرى داده‌ام ، پس از او شنوايى داشته باشيد و از او فرمان بريد و او را سپر و جوشن خويش سازيد .
( 2 ) با آنان جنگ را آغاز مكنيد تا آنان به آن دست زنند ، چه به حمد اللهّ كه شما را حجت و دليل است .
( 3 ) اما در بارهء حكومت شام كه از من خواسته‌اى ، من آن نيستم كه چيزى كه ديروز از تو دريغ داشتم امروز به تو عطا كنم .
( 4 ) آگاه باش كه بصره فرودگاه ديو و كشتگاه فتنه‌هاست ، پس با مردم آن ديار نيكى كن و گره بيم از دلهايشان بگشاى .
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 79 | امتياز عليخان العرشي