تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
ابن مزاحم كوفى ( كتاب الصفين ، ص 32 ) و ابن عبد ربه در ( العقد الفريد ، ج 2 ، ص 284 ) .

7 - نامهء نهم : نيز به معاويه .

« فأراد قومنا قتل نبينا و اجتياح اصلنا و هموا بنا الهموم و فعلوا بنا الافاعيبل » ( 1 ) إلخ ( ج 3 ، ص 10 ) . ابن مزاحم ( كتاب الصفين ، ص 48 ) تمام نامه را نقل كرده است و فقرهء سوم آن را ابن عبد ربه در ( العقد الفريد ، ج 2 ، ص 286 ) آورده است .

8 - نامهء دهم : نيز به معاويه .

« و كيف انت صانع اذا تكشفت عنك جلابيت ما انت فيه من دنيا قد تبهجت بزينتها و خدعت بلذتها » ( 2 ) إلخ ( ج 3 ، ص 12 ) . ابن مزاحم كوفى در ( كتاب الصفين ، ص 59 ) از عبارت : « انه يوشك ان - يقفك واقف » تا « و لا شرف باسق » را نقل كرده است .

9 - نامهء يازدهم : در راهنمايى و توصيه‌هايى كه به سپاه كرد كه در جنگ با دشمن چگونه كنند .

« فاذا نزلتم بعدو او نزل بكم ، فليكن معسكركم فى قبل الاشراف او سفاح الجبال » ( 3 ) إلخ ( ج 3 ، ص 14 ) . ابن مزاحم كوفى در ( كتاب الصفين ، ص 66 ) و حرانى در ( تحف العقول ، ص 44 ) .

10 - نامهء دوازدهم : در توصيه‌هاى امام به معقل بن قيس رياحى كه در طلايه‌اى به سه‌هزار سپاهى به سوى شام گسيل فرمود .

« اتق اللّه الذى لا بدلك من لقائه ، و لا منتهى لك دونه » ( 4 ) إلخ ( ج 3 ، ص 15 ) .

هامش
( 1 ) طايفهء ما در پى كشتن پيامبر و بر كندن ريشهء ما برخاستند و براى آن طرحها ريختند و هر نامردى و زشتكارى را در بارهء ما روا داشتند . . .
( 2 ) هنگامى كه پرده‌هاى دنيايى كه در آنى و تو را شادمان و خرم كرده است ، با زيورهاى خود فرو افتد و دنيايى كه با خوشيهاى خود مى فريبد .
( 3 ) آن گاه كه به سوى دشمن رويد ، يا دشمن به سوى شما آيد و تلاقى روى دهد ، بايد كه قرارگاه شما در بالاى تپه‌ها يا در دامنهء كوهها . . . باشد .
( 4 ) در پيشگاه خداى كه از لقاى او گريز ندارى و پايانى جز به او ندارى بپرهيز .