چيزها « 1 » ، وخداوند عالميان نصارى را در قرآن به اين سبب لعن كرده وايشان را به كفر ياد نموده كه به خدا چنين نسبتى مىدهند « 2 » .
وجمعى ديگر از صوفيّهء اهل سنّت كه از حلول گريختهاند به امرى قبيحتر وشنيعتر قايل شدهاند كه آن اتّحاد است ، ومىگويند كه : خدا با همه چيز متحد است بلكه همه چيز اوست و غير او وجودى ندارد ، و همين اوست كه به صورتهاى مختلف برآمده ، گاه به صورت زيد ظهور مىكند وگاه به صورت عمرو ، وگاه به صورت سگ وگربه ، وگاه به صورت قاذورات ؛ چنانچه دريا موج مىزند وصورتهاى بسيار از آن ظاهر مىشود و به غير دريا ديگر چيزى نيست ، وماهيات ممكنه امور اعتباريه است كه عارض ذات واجب الوجود است « 3 » ، ومزخرفات ايشان بسيار است .
ومحيى الدّين مكرّر در تصانيفش درآورده كه : زنهار مقيّد به مذهبى مشو ونفى هيچ مذهب مكن و هيچ معبودِ غير خدا را ؛ از بت وغيره انكار مكن كه به قدر آنچه از او انكار مىكنى از خداى خود انكار كرده و خدا در همه چيز ظهور
هامش
( 1 ) - بيان الاديان : 482 - 484 .
( 2 ) - سورهء مائده : 71 - 78 .
( 3 ) - شرح فصوص الحكم قيصرى : 7 و 38 .