است كه فرمود : « اوصياء وائمّه درهايند كه از راه متابعت ايشان به خدا مىتوان رسيد ، و اگر نه ايشان بودندى خدا را نمىتوانست شناخت ، و به اين طايفه خداى تعالى ؛ حجّت را بر خلق تمام كرده است « 1 » » .
و اگر عقل مستقل مىبود ؛ فرق بسيار از متكلّمين وحكما كه همه اهل عقلند ، چرا در باب معرفت خدا ؛ بل در هر بابى دو فرقه با يگديگر موافق نيستند ، چنان كه جمعى از متكلّمين به عقل سخيف خود خدا را جسم دانستهاند ومىگويند : نورى است مانند شمس مىدرخشد .
و بعضى از صوفيّهء اهل سنت ومجسّمهء ايشان خدا را به صورت پسر ساده مىدانند « 2 » ، و بعضى به صورت مرد پير ريش سفيد مىدانند « 3 » ، و بعضى خدا را جسم بزرگى مىدانند بر روى عرش نشسته « 4 » .
و بعضى ديگر از صوفيهء اهل سنّت ومتكلّمين واكثر نصارى به حلول خدا قايل شدهاند در عالم واشيا ، و نصارى در خصوص عيسى قايل شدهاند ، وصوفيهء حلوليّه در جميع
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 193 حديث 2 .
( 2 ) - شرح فصوص خواجه محمد پارسا : 533 .
( 3 ) - حديقة الشيعة : 561 .
( 4 ) - ملل ونحل شهرستانى : 1 / 99 - 100 .