كردن ، وحال آنكه خدا تعييب وتشنيع « 1 » فرموده بر كفّار در اين اعمالكه ( و ما كانَ صَلوتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ الّا مكآءً وَتَصْدِيَةً ) « 2 » يعنى : نبود نماز يا دعاى مشركان نزد خانهء كعبه مگر صفير زدن و دست بر دست زدن .
و چه غفلت وگمراهى از اين بالاتر مىباشد كه تبرك مىنمايند به كسى كه خدا را عبادت كند به عبادتى كه خدا كفّار را بدان عيب كرده ؟ ! ! بلكه ديدهء ظاهر ايشان كور نيست وديدهء دل ايشان كور است ، و من ديدم جماعتى را از صوفيّه در روضهء حضرت امام حسين [ عليه السلام ] كه ايشان نماز شام گذاردند به غير يك نفر از ايشان كه او نماز نكرد و نشسته بود و بعد از ساعتى آن جماعت نماز خفتن كردند واو نكرد ، از يكى از ايشان سؤال كردم كه اين شخص چرا نماز نكرد ؟
گفت : او چه احتياج دارد به نماز كه او به خدا و اصل شده است ، آيا جايز است كه كسى به خدا و اصل شده باشد ميان خود و خدا حجابى قرار دهد ؟ ! و نماز حجاب است ميان بنده و خدا ، پس بنگر اى عاقل ! وتفكّر كن در حال آن جماعت كه اعتقاد ايشان در باب خدا آنست كه دانستى وعبادت ايشان آنست كه گفتيم و عذر ايشان را در ترك نماز
هامش
( 1 ) - سرزنش .
( 2 ) - سورهء انفال : 35 .