همه دريا وساحلها بديدم * نه دريائى عيان نه ساحلى بود
به هر محفل شدمچون شمع تابان * نه تابان شمعى و نه محفلى بود
عمارتها همه تعمير كردم * نه معمارى ، نه خشتى نه گلى بود
زاسفل تابه أعلى قطع كردم * نه اعلى ديدم و نه سافلى بود
شدم قايل بهر قولى وعهدى * نه عهدى و نه قول وقائلى بود
شدم فاعل بهر اسمى وفعلى * كه نه اسم و نه فعل وفاعلى بود
شدم اندر عوامل جمله عامل * عوامل در كجا كى عاملى بود
شدم اندر مسايل جمله سائل * نه مسئول وسؤآل وسائلى بود
شدم حامل به هر موضوع ومحمول * كه نه وضع و نه حمل وحاملى بود
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى ) — صفحة فضايح الصوفيه 61
مساهمون: محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
صفضايح الصوفيه ٦١