گه نار وگه نور آمدم گه مست ومخمورآمدم * بردار منصور آمدم هم لا وهم الّا ستم
گه خالد وسلمى شدم گه وامق وعذراشدم * مجنون بُدم ليلا شدم در منزل اعلا ستم
محمود و ستم چيستم مفتون زلف كيستم * نى هستم ونى نيستم يكتاى بى همتا ستم
گه ساقى وگه بادهام گه عاشق آزادهام * گه نقش و گاهى سادهام گه جام وگه مينا ستم « 1 »
ونيز گفته :
موج وبحر و كشتى وطوفان منم * گوهر درياى بى پايان منم
تا گشايم ديده بر ديدار خويش * جلوهگر در چشم اين و آن منم
صاحب الأمر ديار جان ودل * فاش گويم اندرين دوران منم « 2 »
ونيز گفته :
تا كنم تازه دگر شيوهء منصورى را * فاش انا الحق زنم وجا به سردار كنم « 3 »
هامش
( 1 ) - ديوان نور على شاه : 100 .
( 2 ) - ديوان نور على شاه : 100 .
( 3 ) - ديوان نور على شاه : 105 .