گاه كافر گاه مؤمن گاه ايمان گاه كُفر * گاه ساتر گاه مستورم نميدانم كيم
عاشق ومعشوق وعشق و وصل وهجرم گاه گاه * گاه و اصل گاه مهجورم نميدانم كيم
گاه عزرائيل وميكائيلم وگه جبرئيل * گاه اسرافيل وگه صورم نميدانم كيم
گاه حيّم گاه ميّت گاه تابوت و كفن * گاه سدرم گاه كافورم نميدانم كيم
گه نكيرم گاه منكر گه عقاب وگه ثواب * گاه مدفون در ته گورم نميدانم كيم
گه صراط وخلد وميزان گاه كوثر گه جحيم * گاه محشر گاه محشورم نميدانم كيم
گاه محرم گاه مُحرِم گاه مُجرِم گاه جُرم * گاه غافر گاه مغفورم نميدانم كيم
گاه چون نور على اندر زمين وآسمان * با همه نزديكم ودورم نميدانم كيم « 1 »
ونيز گفته :
من درّ تاج خسروان آن لؤلؤ لا لا ستم * در قعر بحر بيكران آن گوهر يكتاستم
هامش
( 1 ) - ديوان نور على شاه : 102 - 103