تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 974

مساهمون:

ص٩٧٤
گرش ببينى و دست از ترنج بشناسى 393 گر نويسم شرح غم بىحد شود 153 ، 248 گيرم پدر تو بود فاضل 949 گيرم كه مار چو به كند تن به شكل مار 384 ما در اين در نه پى حشمت و جاه آمده‌ايم 456 مَلِك از قهر و لطف ناچار است 915 من آن عندليبم ز گلشن جدا 952 مه فشاند نور و سگ عوعو كند 598 مهر درخشنده چو پنهان شود 598 مىطرازد همه لُعبت قلمِ نادره‌سنج 657 ناآزموده نيست سزاوار خدمتى 918 نام نيكى گر بماند ز آدمى 523 ، 951 نژاد از دو كس دارد آن نيك پى 450 نغزك خوش نغز كن بوستان 267 نكنم عاشقى چه‌كار كنم 166 نوبت به من افتاد بگوئيد به دوران 557 نه با آن به مهرى نه با اين به كين 617 نه هركه چهره برافروخت دلبرى داند 599 وامانده ز اصل كار و پيوسته به فرع 390 هرچند تو نايب وزيرى 534 هركه بىمشورت كند تدبير 910 هماى اوج سعادت به دام ما افتد 457 همنشين تو از تو بِه بايد 912