تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 972

مساهمون:

ص٩٧٢
بريديم از مال و از جان طمع 939 به زر مىتوان لشكر آراستن 850 ، 923 به سالى ز جورت جگر خون كنم 804 بهشت آنجاست كازارى نباشد 732 بيشتر خار زمين‌گير به پا مىچسبد 550 پادشاهيّت ميسّر نشود بر سر خلق 900 تا بود آگاه بر احوال هر نزديك و دور 904 تو به خويشتن چه كردى كه به ما كنى نظيرى 812 جائى كه عقاب پر بريزد 384 چنان با نيك و بد سر كن كه بعد از مردنت عرفى 602 چنين است آئين اين گوژه‌پشت 410 چو تيره شود مرد را روزگار 383 ، 553 چون زن هندو كسى در عاشقى مردانه نيست 311 چون صيد تير خورده و صيّاد از قفا 491 چه تيره شود مرد را روزگار 800 خلف الصدق پادشاه جهان 52 دارند اتفاق ولى از نفاق هم 272 در اين عالم بزرگى هست خدا نام 253 در پس آينه طوطى صفتش داشته‌اند 383 در عظيم‌آباد هند از فضل حق 634 در هيچ پرده نيست كه نباشد نواى تو 490 دست بر سر زد و لختى بگريست 543