تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 973

مساهمون:

ص٩٧٣
دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد 799 دل دوستان جمع بهتر ز گنج 806 دل من داند و من دانم و داند دل من 491 ، 601 ديدى كه چه كرد ابله خر 560 رعيّت چه بيخ است و سلطان درخت 896 رفتى ز دنيا باقر علم 132 رنج راحت دان چه شد مطلب بزرگ 329 ز اعزاز هم مضايقه كردند مؤمنان 595 زاهد به مسجد برده پى 785 زبان‌دانِ محبّت بوده‌ام ديگر نمىدانم 464 ساخته از همّت كارآگاهان 271 سخن‌چين را توانم چاره كرد 508 سررشتهء مملكت بهم مىپيچيد 557 سر شب مست و سحر بنگى و تا شام جنب 340 شاهان نه خرند و نه فروشند 820 صيد را چون اجل آيد سوى صيّاد رود 692 عدل و كرم خسروى است ورنه گدائى بود 892 عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد 537 علاى ملّت بيضاى احمد اى كه ز تو 416 عيب او جمله به گفتى هنرش نيز بگو 563 فلك را عادت ديرينه اينست 618 كلوخ‌انداز را پاداش سنگ است 478 ، 566 ، 812 گربه شير است در گرفتن موش 691