دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد 799
دل دوستان جمع بهتر ز گنج 806
دل من داند و من دانم و داند دل من 491 ، 601
ديدى كه چه كرد ابله خر 560
رعيّت چه بيخ است و سلطان درخت 896
رفتى ز دنيا باقر علم 132
رنج راحت دان چه شد مطلب بزرگ 329
ز اعزاز هم مضايقه كردند مؤمنان 595
زاهد به مسجد برده پى 785
زباندانِ محبّت بودهام ديگر نمىدانم 464
ساخته از همّت كارآگاهان 271
سخنچين را توانم چاره كرد 508
سررشتهء مملكت بهم مىپيچيد 557
سر شب مست و سحر بنگى و تا شام جنب 340
شاهان نه خرند و نه فروشند 820
صيد را چون اجل آيد سوى صيّاد رود 692
عدل و كرم خسروى است ورنه گدائى بود 892
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد 537
علاى ملّت بيضاى احمد اى كه ز تو 416
عيب او جمله به گفتى هنرش نيز بگو 563
فلك را عادت ديرينه اينست 618
كلوخانداز را پاداش سنگ است 478 ، 566 ، 812
گربه شير است در گرفتن موش 691
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 973
مساهمون: أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )
ص٩٧٣