تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
به مهر مشتمل بر انواع فحش و كلمات نالايق « 1 » پيش من فرستادند ، چون چنين ديدم ، تأديب ايشان را لازم دانستم ، و همان خط را به خدمت نوّاب ناظر فرستادم حكم فرمود ، كه ايشان را بسته نزد من آوردند « 2 » ، چون آوردند حكم به قيد و حبس ايشان كردم . چون حضور مقدّسه از اين حادثه « 3 » مطلع شدند حكم فرمودند كه زنجير - بر پاهاى ايشان كردند و در مقامى كه قوم فواحش و اراذل را قيد مىكنند ، قيدشان نمايند ، و مقرّر شد كه هر شب دو نفر تفنگ بر « 4 » دست گرفته بر بالاى سر و پائين پاى من تا صبح كشيك مى « 5 » كشيده باشند ، و جمعى ديگر نيز به اطراف و در خانه علاوه بر سابقين به حفاظت معيّن شدند ، بعد از چندى كاشيها را رخصت كردم ، و پس از چندى محمّد را رخصت دادم ، و در هنگام رخصت گفتم كه لرها را نيز « 6 » رخصت كنند . و حق آن است كه : در اين عرض مدّت آنچه محنت كشيدم و غمى كه خوردم تمام از دست بعضى از جماعت نفاق پيشهء قزلباشيه بود ، در هنگامى كه فقر دامنگير ، و ذلت دست و گريبان ايشان بود مبتلا و گرفتار بودم ، و چون به هزار سعى بليغ و حسن تدبير اندك افاقه‌اى از براى ايشان حاصل مىشد ، چون فيل ياد هندوستان كرده شروع به مستى و اظهار خودپرستى و حركات
هامش
( 1 ) چند : « ب » . ( 2 ) بياورند : « ب » . ( 3 ) مقدّمه : « الف » . ( 4 ) پاى : « ب » . ( 5 ) مى : در « ب » نيامده است . ( 6 ) نيز : در « ب » نيامده است .