تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
خود چند كس فرستاده استدعا كرد كه به طبس كه مقر حكومت او است رفته باشيم ، چون تقريبا به دو فرسخى شهر رسيديم ، خود با فرزند ارشدش ، عاليشأن معلّى مكان على رضا خان ، و عاليشأن سعادت نشان على مراد خان خلف ارجمند مرحمت و غفران‌پناه ، مير محمّد خان برادرش ؛ به اتفاق عالى جناب ، فضايل مآب ، فاضل عامل ، آخوند ملّا حمزهء قاينى ، كه از تلامذهء عاليجناب قدوة المحققين شهيد ثالث مرحوم ميرزا مهدى مشهدى بود با جمعى از بزرگان استقبال كردند . خان معظم اليه خواهش كرد كه در دولتخانه‌اش منزل كنم . قبول نكردم ، و در خانهء فاضل مومى اليه مقام گرفتم ، اغلب به ملاقات تشريف مىآورد ، و آن بلده از بلاد گرم‌سير است ، و خرما و ساير فواكه گرم‌سيرات در آن بسيار است ، و خربوزه و هندوانه و انگور در آن خوب مىشود ، و قلعه و خندق بسيار عالى دارد ، و اهالى آن نهايت مقدس و دينداراند . و خان معظّم اليه را با علما و فضلا ، اخلاص بسيار است ، و خود نيز در به دو امر بعضى از مراتب را تحصيل كرده است و با رعايا به غايت رئوف و نيكو كردار است ، و از فاضل مومى اليه به جهت اتصال سند روايت به مشايخ مرحوم ميرزاى معظم اليه تيمّنا و تبرّكا اجازه گرفتم ، و به التماس خان معظّم اليه هشت روز توقف كرديم ، و مهماندار همراه كردند ، و از آنجا روانهء قصبهء تون شديم .