محمّد خان قاجار را كه در قلعهء شيشه - بعد از تسخير آن به غدر چند نفر از نمك بحرامان از صنف پيشخدمت و فرّاشان در ماه ذى الحجة الحرام از سنهء يكهزار و دوصد و يازده [ 1211 ] هجرى - كشته شده بود ، حسب الحكم پادشاه جم جاه گيتى پناه حضرت ظلّ اللّه « 1 » كه برادرزاده و وارث تخت و كلاه اوست ، بعد از فوت مرحوم سيّد به زمان قليلى به آن بلدهء شريفه نقل كردند ، و در رواق پشت حرم مطهّر در حجرهاى - كه متّصل به باب الرحمه است - دفن كردند ، و يك قطعه سنگ مرمر مصفّاى منقّش بر آن نصب كردند .
مجملا سرگرم درس و بحث و تأليف بودم كه از حضور والد ماجد خطّى رسيد مشتمل بر طلب من ؛ استخاره به كلام اللّه كردم اين آيهء شريفه برآمد :
وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما
« 2 » آن را بجنسه « 3 » به والد نوشتم و معذرت خواستم قبول فرموده اجازت توقّف دادند .
همسبقان « 4 » اين فقير در خدمت جناب شيخ جعفر دام ظلّه
چون مدّت سه سال تقريبا ايّام مفارقت به طول كشيد به جهت دريافت فيض خدمتش به كرمانشاهان معاودت كردم . مدّت يك ماه توقف كرده مراجعت نمودم ، و در خدمت جناب مستطاب معلّى القاب شيخ المجتهدين و زبدة المدقّقين و عمدة المحقّقين استادى جناب شيخ محمّد جعفر نجفى به
هامش
( 1 ) فتحعلى شاه .
( 2 ) لقمان ( 31 ) : 15 .
( 3 ) بجنسه : بعينه .
( 4 ) همسبقان : همكلاسىها ، همدورهاىها .