و اتمام آن كرامت فرمايد .
و در اين اثنا به خدمت جناب سيد سابق الالقاب « 1 » نيز حاضر مىشدم ، و به شراكت خلف ارجمند ايشان جناب آقا سيد محمّد رضا ، و جمعى ديگر از طلّاب « زبدة الاصول » شيخ بهائى ، و « منظومهء » « 2 » آن جناب را كه در فقه تأليف مىفرمود استفاده مىكردم ، و آن جناب را با اين فقير شفقّت پدرانه بود به حدّى كه قلم از اظهار آن به عجز معترف است ، و در ايّام زيارات مخصوصهء كربلاى معلّى به اتّفاق خود مىبردند .
مجملا در آن اوان دل را عجب رقّتى و سينه را عجب انشراحى بود .
اغلب اوقات تا به صبح در مطالعه و نوشتن بودم ، و اصلا از آن منزجر نمىشدم ، و اكثر ليالى جمعه را به اتّفاق طلّاب در مسجد كوفه به عبادت مشغول بودم ، و به مسجد سهله و صعصعه ، و زيد و مسجد حنّانه و به زيارت قبر « 3 » كميل بن زياد - كه ميان مسجد حنّانه و خندق كوفه بر دست راست واقع است - و قبر ميثم تمار - كه فيما بين خندق و مسجد كوفه بر جنب راست است - و قبر مسلم ابن عقيل ، و هانى ابن عروه كه متصل به ديوار شرقى مسجد كوفه است مىرفتم ، و هرگاه دل را افسردگى حاصل مىشد به زيارت اهل قبور ،
هامش
( 1 ) سيّد محمّد مهدى طباطبائى نجفى بحر العلوم .
( 2 ) الدرّة المنظومة : در فقه ، تاليف سيّد محمّد مهدى بن سيّد مرتضى طباطبائى بروجردى بحر العلوم ، شامل تمام باب طهارت و باب صلات تا نماز طواف كه معظم له به نظم كشيده ، و در سال 1269 چاپ شده است ، با آنكه ناتمام است ، امّا همين مقدار نام او را در زمرهء فقهاى مشهور درآورده ، بطورى كه قريب به 30 نفر بر آن كتاب شرح نوشتهاند .
رجوع شود به ذريعه : 8 / 109 و الأعلام : 7 / 113 .
( 3 ) قبّهء : « ب » .