تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
ضروريات در آن مبتذل و موفور ، و به صفا و نزهت و دلگشايى ، محسود اكثر بلاد و مشهور آفاق گرديده ، و سابق بر آن ، اهالى آن ، اكثرى فرومايه ، و از خود بيگانه بودند ، از دين و آيين در آن نام و نشان كمتر ، و شرب خمر و انواع فسق و فجور علانيه و بر ملّا بود . و درويشان و قلندران قلّاش « 1 » در آن مجتمع ، و از علماء و عرفا و طلبهء علوم و اصحاب معرفت و كمال خالى ، و به حدى خراب بود كه چهارصد تومان ماليات تقريبا به سركار سلاطين از آن عايد مىشد ، و به حمد اللّه سبحانه الحال از بلاد عظيمه ؛ و مجمع اصحاب معرفت و سليقه ، و طلّاب علوم دينيّه است ، و به حدّى معمور شده است كه به سبب تنگى مكان قلعه را چند دفعه بزرگ كردند ، و در خارج شهر آبادى سه مقابل شهر بلكه زياده است ، و شانزده حمّام و بيست كاروان‌سرا و مساجد و مدارس در آن بنا شده است ، و قريب به پانزده هزار تومان ماليات غير از صادرات به سركار وسعت مدار پادشاه مىرسانند . و اكراد و الوارى كه خدا را خوب نمىشناختند اغلب عارف به جزئيّات مسائل فروعيّهء خود شدند « 2 » ، و در آن از تصوّف نامى و از قلندرى نشانى باقى نمانده ، و از خوف آن جناب و مؤآخذهء حكّام دين پناه در هنگام عروسى از دف و دهل آوازى نبود ، تا به شرب خمر و ديگر معاصى چه رسد ، و درويشان از يك منزلى كلاه حيله و جبّهء تزوير و رشتهء تسخير ابلهان را پنهان مىكردند . و حكّام و امير زادگان را به جز تحصيل معرفت و اخذ مسائل ، شغلى
هامش
( 1 ) قلّاش : فريبنده ، مكّار . ( 2 ) شده‌اند : « د » .