تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
هر دل كه مريض حكمت يونان است 2 / 282 هر شب به مثال پاسبان كويت 1 / 347 هر لحظه به شكلى بُتِ عيّار برآمد 1 / 32 ، 2 / 59 هر نقش كه بر تخته هستى پيداست 2 / 69 هفت شمع از دور ديدم ناگهان 2 / 134 هفت شهر عشق را عطّار گشت 1 / 191 همچو آهن ز آهنى بىرنگ شو 2 / 26 همچون علم شيرى پر كرده زباد 1 / 261 همراه وحى گشته و روح القدس شده 2 / 67 همه آن است و اين مانند عنقاست 2 / 72 همه جا خانهء عشق است چه مسجد چه كنشت 2 / 31 همه جور من از بلغاريان است 1 / 332 همه عالم خيال مىبينم 2 / 43 هيچ بغضى نيست در جانم ز تو 2 / 29 يار در خانه و ما گِرد جهان مىگرديم 1 / 364 يك جان چه بود نثار جانان كردن 2 / 212 يك عرابى بار كرده اشترى 2 / 280 يكى گنجى پديد آمد در اين دكّان زركوبى 1 / 375 يكى مشكلى برد پيش على 1 / 69