هر دل كه مريض حكمت يونان است 2 / 282
هر شب به مثال پاسبان كويت 1 / 347
هر لحظه به شكلى بُتِ عيّار برآمد 1 / 32 ، 2 / 59
هر نقش كه بر تخته هستى پيداست 2 / 69
هفت شمع از دور ديدم ناگهان 2 / 134
هفت شهر عشق را عطّار گشت 1 / 191
همچو آهن ز آهنى بىرنگ شو 2 / 26
همچون علم شيرى پر كرده زباد 1 / 261
همراه وحى گشته و روح القدس شده 2 / 67
همه آن است و اين مانند عنقاست 2 / 72
همه جا خانهء عشق است چه مسجد چه كنشت 2 / 31
همه جور من از بلغاريان است 1 / 332
همه عالم خيال مىبينم 2 / 43
هيچ بغضى نيست در جانم ز تو 2 / 29
يار در خانه و ما گِرد جهان مىگرديم 1 / 364
يك جان چه بود نثار جانان كردن 2 / 212
يك عرابى بار كرده اشترى 2 / 280
يكى گنجى پديد آمد در اين دكّان زركوبى 1 / 375
يكى مشكلى برد پيش على 1 / 69
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 615
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٦١٥