تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
گفت عبداللَّه شيخ مغربى 2 / 137 گفت عزم تو كجا اى بايزيد 2 / 110 گم شد از بغداد شبلى چندگاه 2 / 270 گنجينه منم پيمبرى را 1 / 99 گنجينهء مكر وساحرى را 1 / 129 گنگ زفتى كودكى را يافت فرد 2 / 271 گوئى تو زروى جهل اى هرزه درا 2 / 74 گويند كه پيغمبر ما رفت ز عالم 2 / 143 ليك بىغم شو شفيع تو منم 2 / 29 ما ابر گهر باريم 1 / 148 ما از آن محتشمانيم كه ساغر گيريم 1 / 187 ما از ازل به عشق تو افسانه بوده‌ايم 1 / 94 ما جمله خداى پاك پاكيم 1 / 257 ما مرگ شهادت از خدا خواسته‌ايم 1 / 192 ما مهر تو ديديم ز ذرّات گذشتيم 1 / 491 مدتى اين مثنوى تأخير شد 1 / 377 مذهبى تقبيل خَدِّ مذهب 1 / 28 مژده اى دل كه در عيش به روى عالم 2 / 167 مسلمان گر بدانستى كه بت چيست 2 / 93 مشورت با نفس خود گر مىكنى 2 / 114 مصطفى را هجر چون بفراختى 2 / 15 مطربم سرمست شد انگشت بر رق مىزند 2 / 23 مطربى كز وى جهان شد پر طرب 2 / 10