شطرنج بازى است ، كه جمعى از صوفيان مانند شمس تبريزى مشغول بودهاند به آن ؛ چنان كه گذشت ، و در بعضى از اخبار وارد شده است كه كسى كه قمار بازد ؛ در آن مدّت كه مشغول است ملائكه حساب شرك در نامهء عملش نويسند « 1 » . و ديگر حديث ابو ايّوب خزّاز است كه گفت : نزول كرديم به مدينهء مشرّفه ، پس به خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيديم ، حضرت فرمود كه : « كجا نزول كردهايد ؟ گفتيم : كه به منزل فلانى كه كنيزان خواننده دارد ، فرمود كه :
« كونوا كراماً » ، يعنى بزرگواران باشيد ، پس به خدا قسم كه ما نفهميديم منظور حضرت را ، و گمان كرديم كه منظورش آن است كه بزرگوارى وتفضّل كنيد بر صاحب خانه ، چون مرتبهء ديگر به خدمت حضرت رفتيم ، گفتيم كه : ما نفهميديم مراد شما را از كونوا كِراماً ، حضرت فرمود : « آيا نشنيدهايد كه خدا فرموده است در قرآنش ( وَاذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرّوُا كِراماً ) « 2 » . و ديگر حديث يونس است ، گفت : سؤال كردم خراسانى صلوات اللَّه عليه را ، - يعنى حضرت امام رضا عليه السلام - را وگفتم كه : عبّاسى يعنى هشام بن ابراهيم نقل مىكند از تو كه تو او را رخصت دادهاى در شنيدن غنا ، فرمود :
« دروغ گفته است آن زنديق ؛ چنين به او نگفتهام ، از من پرسيد از غنا پس گفتم به او كه مردى اين مسأله را پرسيد از ابو جعفر پس ابو جعفر به او فرمود كه : « هرگاه خداى تعالى جدا كند ميان حق و باطل غنا در كجا خواهد بود ؟ آن مرد گفت : غنا در باطل خواهد بود ، حضرت ابو جعفر به آن مرد فرمود كه تو
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 76 / 233 - 235 حديث 9 و 13
( 2 ) كافى : 6 / 432 حديث 9 ، الفرقان ( 25 ) : 72