مىفرمايد ، چنان كه در قرآن فرموده : ( وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ الَى التَّهْلُكَة ) « 1 » و در صورت جهاد نه يقين است و نه ظن به هلاكت ، و بر فرض ظن هلاك خارج است به نص چنان كه در امت است .
صوفيه وصول به حقيقتِ ذات را ممكن مىدانند
از جمله عقايد باطلهء ايشان آن است كه : وصول به حقيقت ذات بارى را ممكن مىدانند ، چنان كه در مقدمهء اعتراض شمس تبريزى بر مولوى گذشت ، و در « مثنوى » گفته :
عجز از ادراك ماهيت عمو * حالت عامّه بود در باب او « 2 »
زانكه ماهيات وسرّ سرّ آن * پيش چشم كاملان باشد عيان
در وجود از سرّ حقّ وذات او * دور تر از وهم استبصار كو « 3 »
* * *
صنع بيند مرد محجوب از صفات * در صفات آن است كو گم كرد ذات
واصلان چون غرق ذاتند اى پسر * كى كنند اندر صفات او نظر
چون كه اندر قعر جو باشد سرت * كى به رنگ آب افتد منظرت « 4 »
وحال آنكه حضرت رسالت اعتراف نموده است به عجز از معرفت حقيقت ، چنان كه فرموده : « ما عرفناك حق معرفتك » « 5 » و از ائمهء اطهار عليهم السلام
هامش
( 1 ) البقره ( 2 ) : 195
( 2 ) در مصدر به جاى « باب او » ( مطلق مگو ) آمده است
( 3 ) مثنوى : 3 / 97
( 4 ) مثنوى : 2 / 73
( 5 ) بحارالانوار : 66 / 292 و 68 / 23