براى آنها خانقاهى ساختند « 1 » . اى اهل بصيرت وانصاف ! نظر كنيد وتأمّل نمائيد كه : خانقاهى كه ابتدا بناى آن از ترسائى بوده باشد ، فيض آن به چه مرتبه تواند رسيد ، يقين كه آن ترسائى ملعون به وسوسه و تعليم شيطان بناى خانقاه نموده ، كه تا باعث بىرونقى مسجد كه خانهء خداست شود « 2 » .
بىاعتبارى مساجد در نظر صوفيه
بىشبهه مساجد در پيش اهل خانقاه قدرى واعتبارى ندارد ، وبنابراين است كه ملاى روم در « مثنوى » گفته :
ابلهان تعظيم مسجد مىكنند * در جفاى اهل دِل جِدّ مىكنند
آن مجاز است اين حقيقت اى خران * نيست مسجد جز درون سروران
مسجدى كآن اندرون اولياست * سجدهگاه جمله است آنجا خداست « 3 »
بدانيد كه : از اين كلام ؛ كفر صاحبش از دو جهت لازم مىآيد : يكى آنكه دل اهل خانقاه را منزل خدا وسجدگاه خلق دانسته ، و ديگر آنكه استخفاف به حرمت مساجد - كه نزد خدا به غايت محترم است - رسانيده ،
هامش
( 1 ) نفحات الانس 31 و 32
( 2 ) تحفة الاخيار : 206
( 3 ) مثنوى : 1 / 190 ، تحفة الاخيار : 206