از كوى تو مىآيم هم سوى تو مىآيم * در سير وسلوك خود أنوار تو مىبينم
گه قدرمرا كاهى گه قيمتم افزائى * در سود وزيان خود را بازار تو مىبينم
هر جاكه روم نالم چون بلبل شوريده * سر تاسر عالم را گلزار تو مىبينم
پروانه بگرد شمع جوياى جمال تو * بلبل بگلستانها هم راز تو مىبينم
از خودنه خبر دارم نه عين واثر دارم * در نطق وبيان فيض گفتار تو مىبينم
حُسن رخ مَهرويان از روى تو مىبينم * دلجوئى دلداران از خوى تو مىبينم
هرجاكه بود نوري از پرتو روى تست * هرجاكه بود آبى از جوى تو مىبينم
گبر ومغ وترسا را جوياى تو مىيابم * روى همه عالم را در سوى تو مىبينم
بلبل بگلستانها از بهر تو مىنالد * بوى گل وريحان را از بوى تو مىبينم
عاشق سر كو گردد من گرد جهان گردم * چون جملهى عالم را من كوى تو مىبينم