از بس زدم بر توبه سنگ شد توبه بر من عار وننگ * از أصل جرم وجبر آن أستغفر اللَّه العظيم
زين عهدهاى سست وسست زين توبههاى نادرست * لحظه به لحظه آن به آن أستغفر اللَّه العظيم
ده بار وصد بار وهزار اى فيض كم باشد بيار * هردم جهان اندر جهان أستغفر اللَّه العظيم
* * *
من اين زهد ريائى را نمىدانم نمىدانم * رسوم پارسائى را نمىدانم نمىدانم
يكى گويم يكى دانم يكى بينم يكى باشم * دوتائى وسه تائى را نمىدانم نمىدانم
بغير مهر مهرويان كه تابد بر دل وبرجان * طريق روشنائى را نمىدانم نمىدانم
من ار نيكم وگر بد « فيض » گو مردم ندانندم * زبان خودستائى را نمىدانم نمىدانم
* * *
در چهرهى مهرويان أنوار تو مىبينم * در لعل گهرباران گفتار تو مىبينم
در مسجد وميخانه جوياى تو مىيابم * در كعبه وبتخانه زوّار تو مىبينم