معناى ششم
علّامه مجلسى در توضيح اين معنا از عقل مىگويد :
آنچه فلاسفه به آن معتقدند و به گمان خود اثبات كردهاند كه جوهر مجرّد قديمى است كه در ذات و فعلش ، وابستگى به ماده ندارد ، اگر به شكلى كه آنها گفتهاند پذيرفته شود ، موجب انكار بسيارى از ضروريات دين ، از قبيل حدوث عالم است . « 1 »
ايشان هيچ يك از روايات را قاطعانه به معناى ششم ، حمل نكرده است . گرچه در برخى از موارد ، احتمال حمل آن را مطرح ساخته است . « 2 »
جمعبندى ديدگاه علّامه مجلسى در معناى عقل
در يك جمعبندى كلّى ، به اين نتيجه مىرسيم كه ايشان اوّلًا ، معناى اوّل و دوم را به طور كلىّ ، قابل حمل بر اكثر روايات كتاب عقل و جهل الكافى مىداند ؛ ثانياً ، وى به طور خاص ، پنج روايت را با معانى اوّل ، دوم و سوم ، مطابق دانسته و معانى چهارم ، پنجم و ششم عقل را قابل حمل بر هيچ يك از روايات اين كتاب نمىداند .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 25 .
( 2 ) . همان ، ص 28 و 33 و 65 .