خواهشهاى شهوت و خشم و وسوسههاى شيطانى را از خود دور مىكند .
اين معنا ( چنانچه گذشت ) از نظر علّامه مجلسى ، با اكثر روايات كتاب عقل و جهل الكافى ، سازگار است ؛ امّا وى به طور ويژه ، سه روايت را با اين معنا انطباق داده است :
اوّل ، حديث دوم است كه مضمون آن ( چنانچه در معناى اوّل نيز گذشت ) چنين است كه آدم عليه السلام از سوى جبرئيل عليه السلام مخيّر به انتخاب يكى از : عقل ، دين و حيا مىشود و او عقل را بر مىگزيند و در نهايت ، دين و حيا نيز به وى داده مىشوند . « 1 » دوم ، حديث سوم است كه آن نيز در فصل دوم ( معناى سوم مورد نظر ملّاصدرا ) ذكر شد و خلاصهء آن چنين است كه امام صادق عليه السلام دربارهء تعريف عقل مىفرمايد :
عقل ، چيزى است كه خداوند با آنْ عبادت مىشود و بهشت به دست مىآيد . « 2 »
سوم ، حديث ششم كتاب عقل و جهل الكافى است كه براساس آن ، امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
هر كه عاقل است ، دين دارد . كسى كه دين دارد ، به بهشت مىرود . « 3 »
علّامه مجلسى در توضيح اين حديث مىگويد :
مقصود از عقل در اين جا همان مقصود از عقلْ در روايت سوم است . « 4 »
معناى سوم
علّامه مجلسى ، عقل به معناى سوم را اينگونه توصيف كرده است :
نيرويى كه انسانها آن را در نظم بخشيدن به امور زندگى و معاش خويش ، به كار مىگيرند كه در صورت همراهى آن با قانون و شرع ، عقل معاش نيز
هامش
( 1 ) . همان ، ص 11 ، ح 2 .
( 2 ) . همان ، ح 3 .
( 3 ) . همان ، ص 12 ، ح 6 .
( 4 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 34 .