اكْمَل الناس عقلًا أحْسَنَهم و خُلقاً ؛ « 1 »
كاملترينِ مردم از نظر عقل ، خوشخُلقترينِ آنهاست .
همان گونه كه در اين روايت ديده مىشود ، حُسن خلق به تنهايى ، نشانهء عقل دانسته شده كه اين ، قرينه است بر اين كه خوشرويىِ تنها منظور نبوده ؛ بلكه معناى عام آن ، مراد بوده است .
7 . مروّت
مروّت نيز همانند حُسن خلق ، يكى از صفات جامعى است كه همهء فضايل اخلاقى را در بر مىگيرد . مرحوم مجلسى ، در تعريف اين صفت اخلاقى مىگويد : مروّت ، يعنى انسانيّت ، و مرحلهء اعلاى مردانگى . صفتى است كه در بر گيرندهء تمام صفات اخلاقى و آداب پسنديده است . « 2 » دربارهء اين صفت ، در روايت دوازدهم ، از امام كاظم عليه السلام نقل شده كه فرمود :
لا مروءة لمن لا عقل له فلا دينُ له ؛ « 3 »
كسى كه عقل ندارد ، مردانگى ندارد و چنين كسى ، دين نيز ندارد .
قسمت دوم : كاركردهاى عبادى عقل
يكى ديگر از تقسيمات كاركردهاى عملى عقل ، كاركردهاى عبادى است كه در اين قسمت ، در ذيل چند موضوع ، بدانها مىپردازيم :
الف . عقل ، ملاك تكليف
انسان ، موجودى است كه مورد تكليف يا امر و نهى قرار مىگيرد و براى تحقّق تكليف ، شرايطى لازم است كه عمدهترين اين شرايط ، عقل است ؛ زيرا انسان
هامش
( 1 ) . همان ، ج 17 .
( 2 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 63 .
( 3 ) . كتاب العقل والجهل ، ح 12 .