حمل مىداند و مخصوص يك واقعهء خاص نمىداند . « 1 » وى به بحث قرائات ، « 2 » متشابهات ، « 3 » قول به صرفه « 4 » و . . . توجّه داشته ، آنها را بيان مىكند .
ط . مباحث فقهى
علم فقه ، عبارت است از : آگاهى يافتن به احكام شرعى فرعى از ادلهء تفصيلى آنها . ملّا صالح ، اصول و روضهء الكافى را شرح كرده ، ولى فروع را شرح نكرده است . با وجود اين ، در برخى موارد ، مباحث فقهى را نيز مطرح كرده و تأكيد مىكند كه فقه در احاديث ، غير از آن چيزى است كه در عرف متأخّران ، رايج شده است .
مراد از فقه در احاديث ، « بصيرت در امر دين » است ، بر خلاف معناى مصطلح امروزى كه بر « علم به احكام شرعى و فرعى ، با استفاده از ادلهء تفصيليه » اطلاق مىشود . اكنون به نمونهاى از اين مباحث فقهى اشاره مىگردد :
1 . تكليف و تقليد
اوّلين بار ، در شرح مقدّمهء مؤلّف ، به اين بحث پرداخته شده است . در آن جا آمده كه شرط تكليف و اين كه فرد ، مخاطب امر و نهى واقع شود ، عقل است و اين آگاهى در اصول ، بايد مبتنى بر استدلال و برهان باشد . « 5 » البته ايشان در جايى ديگر ، خلاف نظر خود را ابراز كرده و علّامه شعرانى ، اين امر را از شارح ، عجيب قلمداد مىكند . « 6 » 2 . قياس
شارح ، ذيل عبارت : « من عمل بالمقاييس » ، توضيح مىدهد كه مراد از قياس ، « مما
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 129 .
( 2 ) . ر . ك : همان ، ج 1 ، ص 107 .
( 3 ) . ر . ك : همان ، ص 127 .
( 4 ) . ر . ك : همان ، ص 299 .
( 5 ) . همان ، ص 45 - 56 .
( 6 ) . تعليقة على اصول الكافى للمازندرانى ، ج 2 ، ص 4 .