در ادامه ، وى به لغزشگاههاى اخلاقى نيز توجّه مىكند و به تبيين آنها مىپردازد . « 1 »
ز . علم منطق و قواعد منطقى
در هر جا كه به تفكّر و استدلال نياز باشد ، قواعد منطقى ، وجود دارد و اين قواعد ، در شرح ملّا صالح ، زياد استفاده شده است . وى به مبحث الفاظ و چگونگى استدلال و برهان توجه دارد و آن جا كه دربارهء تفاوت « ريا » و « شوب » توضيح مىدهد ، رابطهء آن دو را « تباين » ارزيابى مىكند ، كه گاه ، رابطهء عموم و خصوص من وجه است و گاه عموم و خصوص مطلق . ايشان در شرح خود ، به مباحث كلّيات خمس ، انواع قضايا ، قياس و . . . اشاره مىكند و از آن ، در شرح روايات و چگونگى استدلال بر مسائل اعتقادى ، بهره برده است . « 2 »
ح . مباحث علوم قرآن
علوم قرآنى ، از جمله علومى است كه مباحث كلّى شناخت قرآن را تبيين مىكنند و باعث بر طرف شدن مشكلات و شبهاتى در خصوص قرآن مىگردند . اين علوم ، به مباحثى چون شأن نزول ، ناسخ و منسوخ ، و محكم و متشابه و . . . مىپردازند . لذا در بررسى و شرح احاديث ، بىترديد ، مباحث علوم قرآنى به ميان مىآيند .
ملّا صالح براى درك بهتر و آسانتر كلام الهى ، از شأن نزول آيات ، يارى جسته است ، مثلًا شأن نزول آيهء
« إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ »
را عمار بن ياسر مىداند . « 3 » وى با استناد به قاعدهء « خصوص السبب لايخصّص عموم الحكم » ، احكام را قابل
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 217 .
( 2 ) . همان ، ص 78 و 83 و 321 .
( 3 ) . همان ، ص 267 .