باب حجّتهاى خدا بر خلقش
حمزة بن طيّار مىگويد : امام صادق عليه السلام به من فرمود :
از عقيدهء ماست كه خدا نسبت به آنچه به بندگان داده و به ايشان معرّفى كرده ، احتجاج مىكند . به سوى ايشان ، پيغمبر فرستاده و برايشان كتاب نازل كرده كه در آن ، امر و نهى نموده به نماز و روزه . روزى ، بين الطلوعين ، در وادى معرس ، پيغمبر را خواب ربود ( و نماز صبح قضا شد ) . خداى تعالى فرمود : من تو را به خواب بردم و من تو را بيدار كنم . هر وقت از خواب برخاستى ، نماز بخوان تا مردم بدانند ، اگر در نماز ، خوابشان ربود ، بايد چه كنند .
چنان نيست كه ايشان مىگويند ! چون پيغمبر از نماز خوابش ربود ، هلاك گشت . . . .
سپس امام صادق عليه السلام فرمود :
همچنين در هر چيز كه بنگرى ، هيچ كس در تنگى و فشار نمىبينى ، جز اين كه خدا بر او حجّت دارد و خدا را نسبت به كار او ، مشيّت است . . . . مردم به كمتر از طاقتشان ، مأمور نيستند و به هر چه مأمورند ، توانايى دارند . . . .
سپس اين آيه را تلاوت كردند :
« لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ » ؛
« 1 »
بر ناتوانان و بيماران و كسانى كه مالى ندارند تا انفاق كنند ، تكليفى نيست .
باب هدايت از جانب خداست
كلينى ، يكى از ابعاد توحيد فعلى را - كه در روايات اهل بيت آمده ، هدايت مردم مىداند . از اين رو ، در اين باب ، رواياتى را به آن اختصاص مىدهد . از آن جمله ، امام
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 91 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 233 .