يعنى دربارهء ذات خدا مثل اين كه او چگونه آفريده شده است ؟ و ذات او چگونه است ؟ ، چون راه به جايى نمىبريد و به كُنه آن نمىرسيد ، نينديشيد ؛ امّا مىتوانيد به آثار افعال او - كه پديدههاى جهان است - ، بينديشيد .
باب ابطال ديدن خدا
اين باب ، يكى از ابواب مهم كتاب الكافى است و روايات آن ، در دفع شبهات اعتقادىاى است كه ميان شيعه و برخى از گرايشهاى اهل سنّت ، همچون سَلَفيه ، اختلاف است .
حضرت ابوالحسن عليه السلام فرمود :
خداوند ، آنچه را محمّد صلى الله عليه و آله ديده ، خبر مىدهد و مىفرمايد :
« لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى » ؛
« 1 »
پيغمبر صلى الله عليه و آله ، آيات بزرگ پروردگارش را ديده .
و آيات خدا ، غير خود خداست .
و باز خداوند مىفرمايد :
« وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً » ؛
« 2 »
مردم ، احاطهء علمى به خدا پيدا نكنند . در صورتى كه اگر ديدگان ، او را ببينند ، علمشان به او احاطه و پيدا كرده و دريافت او ، واقع شده است .
ابن سنان مىگويد : امام صادق عليه السلام دربارهء آيهء :
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ » ؛
« 3 » ديدگان ، او را درنيابند ، فرمود : « مقصود ، احاطهء وهم است » .
يعنى مقصود از آيهء شريف ، اين است كه خدا ، در خاطرها نمىگنجد و چشم دل ، به
هامش
( 1 ) . سورهء نجم ، آيهء 18 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 128 .
( 2 ) . سورهء طه ، آيهء 110 .
( 3 ) . سورهء انعام ، آيهء 103 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 132 .