اين حقير مكرر به جهرود رفته و به خصوص وشاره نيز رفتهام و بسيار آبوهواى خوبى دارد و در آنجا قلعهاى است معروف به « قلعهء خواجه نصير » كه منسوب است به همين محقّق نحرير . فخذ هذا فإنه لا ينبئك مثل خبير .
ولادت آن جناب در طوس واقع شده در يازدهم جمادى الأولى سنهء 597 ، و در آخر روز دوشنبهء 18 ذى حجهء سنهء 672 وفات كرد و در بقعهء منوّرهء كاظميه - سلام اللّه على ساكينها - به خاك رفت و بر لوح مزارش نوشتند :
وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ
« 1 » در تاريخ فوت آن جناب گفته شده :
نصير ملت و دين پادشاه كشور فضل * يگانهاى كه چنو مادر زمانه نزاد
به سال ششصد و هفتاد و دو به ذى حجه * به روز هيجدهم درگذشت در بغداد
و از اتفاقات حسنه آنكه ، چون موضع قبرش را شكافتند قبرى ساخته و لحدى پرداخته يافتند كه در سابق براى ناصر باللّه عباسى تهيه كرده بودند و قسمت نشده بود كه ناصر در آنجا دفن شود ، بلكه در رصافه مدفون شده بود و در يكى از احجار قبر خطى منقوش بود چون ملاحظه كردند تاريخ ترتيب آن قبر را مطابق ديدند با روز ولادت خواجه و چه راست گفته آنكه گفته :
دهقان به باغ بهر كفن پنبه كاشته * مسكين پدر ز زادن فرزند شادمان « 2 »
و در نخبة المقال در تاريخ خواجه گفته :
ثمّ نصير الدين جدّه الحسن * العالم النحرير قدوة الزمن
ميلاده « يا حرز من لا حرز له » ( 597 ) * و بعد « داع » ( 75 ) قد أجاب سائله « 3 »
گويند كه ، در وقت وفات خواجه با وى گفتند كه ، اذن مىدهى جنازهات را به نجف اشرف حمل كنيم ؟ فرمود : من خجالت مىكشم از حضرت امام موسى عليه السّلام كه وصيت كنم جنازهام را از كاظمين بيرون ببرند .
قطب الدين اشكورى فرموده كه ، خواجه نصير طوسى فاضل محقّق بود ، كه
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيه 18
( 2 ) . خاتمهء مستدرك ، ج 2 ، ص 426
( 3 ) . نخبة المقال ، ص 95 ؛ الذريعه ، ج 1 ، ص 26 - 27