بگذارى توانى گفت كه ، حضرت خواجه رضى اللّه عنه افضل علماى بنى آدم است از به دو « 1 » دنيا إلى يومنا هذا ، و بس است در فضل او كه علماى فرنگ در ردّ اسلام و انكار اعجاز قرآن به جهت عجز از اتيان به مثل او نقض كردهاند كه مثل خواجه در مجسطى نيامده .
و در كشف الظنون و غير او ، وى را اول مرتبهء طبقهء اولى مصنفين قرار داده و اعتراف كرده كه او را بر جميع اهل علم از هر ملتى حقى است ظاهر ، كه رعايت او واجب است . و در اواخر ترجمهء اين بزرگوار بيايد كلام علّامه در حق وى كه افضل اهل عصر خويش بوده در علوم عقليه و نقليه .
خجسته رهنمونى ذو فنونى * كه در هر فن بود چون مرد يك فن
جرجى زيدان در آداب اللغه العربيه در ترجمهء او گفته كه ، كتابخانهاى اتخاذ كرد كه مملو كرد آن را از كتب كه عددش زياده از چهارصدهزار مجلد بوده و أقام المنجمين و الفلاسفة و وقف عليها الأوقاف فزها العلم فى بلاد المغول على يد هذا الفارسى ، كأنه قبس منير فى ظلمة مدلهمّة « 2 » .
بالجمله : فضايل اين بحر موّاج - كه در ظلمت جهالت ، سراج وهّاج است - بيش از آن است كه در اين صحيفه بگنجد .
اصل آن جناب از وشاره است كه يكى از بلوك جهرود ده فرسخى قم است ، و اينكه در رياض العلماء « 3 » ورشاه فرموده همان وشاره است كه راء مقدم بر شين شده . و
هامش
( 1 ) .حبّذا آب و خاك بقعه [ جلگه ظ ] طوس * كه شد آرامگاه اهل هنر
معدن و منبع حقيقت و فضل * مرتع و مربع صفا و نظر
آب او چون سپهر مهر نماى * خاك او چون صدف گهرپرور
هر بزرگى كه بوده اندر طوس * آمده است از جهانيان برتر
همچو غزالى و نظام الملك * همچو فردوسى و ابو جعفر
و اندرين روزگار خواجه نصير * اعلم عصر و مقتداى بشر
كز افاضل ز مبدأ فطرت * تا به اكنون چه او نخاست دگر
اينچنين بقعه با چنين فضلا * سزد ار بر فلك برآرد سر( منه رحمه اللّه ) .
قطعهء فوق از يكى از شعراى معاصر خواجه است كه در وصف طوس و ستايش بزرگان آن سروده شده است
( 2 ) . آداب اللغة العربيه ، ج 2 ، ص 245
( 3 ) . رياض العلماء ، ج 5 ، ص 160