تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مزارات فرزندان بلا فصل ائمه ( ع ) در عراق ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
دست او ، كارى برنيايد يا اگر هم بتواند انجام دهد ، براى تو سودى نداشته باشد . از رحمت خدا دور باشند قومى كه تو را كشتند » . « 1 » حميد بن مسلم مىگويد : من به پاهاى آن نوجوان نظر مىكردم و مىديدم كه بر زمين كشيده مىشود و امام ، سينه خود را به سينه او ، چسبانيده بود . با خود گفتم كه او را به كجا مىبرد ؟ ديدم او را آورد و كنار بدن فرزندش على بن حسين و ساير شهداى خاندان خود ، قرار داد . « 2 » در « كفاية الطالب » آمده است : وقتى قاسم از روى اسب بر زمين افتاد و عمو را صدا زد ، مادرش ايستاده بود و نظاره گر صحنه بود و حسين ( ع ) در حالى كه قاسم را به سينه گرفته بود ، اين اشعار را مىخواند :
غريبون عن اوطانهم وديارهم * تنوح عليهم في البراري وحوشها وكيف ولا تبكي العيون لمعشر * سيوف الاعادي في البراري تنوشها بدور تواري نورها فتغيرت * محاسنها ترب الغلاة نعوشها
از خانه‌ها و وطن‌هايشان دور افتاده‌اند و وحوش در بيابان‌ها بر آنها نوحه مىكنند . چگونه چشم‌ها نگريد بر گروهى كه شمشيرهاى دشمنان ، آنان را دربرگرفته است ؟ ! ماه هايى كه خود آنان ، خاموش و بدن‌هاى زيباى آنان را خاك بيابان ، دگرگون كرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . الارشاد ، ج 2 ، صص 26 ، 107 و 108 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 58 ؛ بحار الانوار ، ج 34 ، ص 45 . ( 2 ) . نفس المهموم ، ص 323 ؛ مقتل الحسين ( ع ) ، مقرّم ، ص 265 . ( 3 ) . وسيلة الدارين ، ص 252 .